{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب در خم گیسوی تو عابر میشد

شب در خم گیسوی تو عابر میشد
باهر نفست بهار ظاهر میشد
ای فلسفه ی عشق افلاطون هم
بادیدن چشمان تو عاشق میشد
دیدگاه ها (۶)

میشه نوازشم کنی وقتی گرفته حالم..میشه ببندی بالمو آخه شکسته ...

❤❤❤❤❤❤❤

زن ... جنس عجیبی ست! چشم هایش را که می بندی، دیدِ دلش بیشتر...

♥♥♥عشششششششششششششششششققققققققققققمممممممممممم♥♥♥ تفلدت مبارک...

شَب در خم گیسوی تو عابر می شد،با هر نفست بهار ظاهر می شد! ای...

دوست دارم تا خودم را با تو نقاشی کنمحوض چشمان تو را هم آئینه...

لذت عشق به این است که اظهار شودحسّ زیبای تو حیف است که انکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط