{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب گذشت وبا نفسهای تو بیدارم هنوز

شب گذشت وبا نفسهای تو بیدارم هنوز
بی صدا در رختخوابم اشک میبارم هنوز

شاه چشمت خواب رفت و من گدای بی نشان
سرد و لرزان پشت درب پلک دربارم هنوز

دست خواهش یا شکایت از تب تشویش ها
در ضریح حضرت موهای تو دارم هنوز

دوری از آغوش من اما نمیدانم چرا
از حضور عطر دیدار تو سرشارم هنوز

مثل این شبها اگر هرشب پرستارم تویی
تا قیامت ناله میبافم که بیمارم هنوز

شب سحر شد،بغض من باناله هایم قاطی و
با طناب عشق و تردید تو بر دارم هنوز!


#شعروشراره
دیدگاه ها (۳)

، شب گذشت وبا نفسهای تو بیدارم هنوزبی صدا در رختخوابم اشک می...

شب گذشت وبا نفسهای تو بیدارم هنوزبی صدا در رختخوابم اشک میبا...

شب گذشت وبا نفسهای تو بیدارم هنوزبی صدا در رختخوابم اشک میبا...

شب گذشت وبا نفسهای تو بیدارم هنوزبی صدا در رختخوابم اشک میبا...

این مرتبه باید بگویم دوستت دارمباید بفهمی از تو مدت هاست سرش...

این مرتبه باید بگویم دوستت دارمباید بفهمی از تو مدت هاست سرش...

عاشقانه

#آدمهایِ‌از‌عشق‌رانده...ما هر دو آدم های از عشق رانده ای بود...

سلام 4۰هزار ویس 6۰هزار تومان ۱۰۰هزار ویس ۱۵۰هزار تومان ۲۰۰هز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط