{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

[ ‏زندگی از جایی سخت شد که دیگه تو لگن قرمزه‌ی حموم جا نش

[ ‏زندگی از جایی سخت شد که دیگه تو لگن قرمزه‌ی حموم جا نشدیم :) ]
دیدگاه ها (۱)

- چه قدر بده بخوای بایکی حرف بزنی ولی حرفی نباشه :((((

[ ‏یکی بیاد بهم دست بزنه ببینم دستش ازم رد میشه یا نه :) ]

قصه ی من و تو درست مثل یه کتابِ پلیسیِ که هر کدوم از مظنونین...

و تو آن کوسه خشمناککه در موج دلتنگی غرقم میکند...!

ی جایی نوشته بودخاطرات بچه گی دهه شصتی ها ی جوریه که انگارهم...

دارم میرم ی جایی ک جنگلو درخته زندگی با دشمنان نمیدونی چ سخت...

«یک نیمه‌ی من با تو رفته، و نیمه‌ی دیگر، فقط برای تماشای این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط