{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يادش بخير در جبهه شب ها دو عدد کتونی با بند می‌بستیم روی

يادش بخير در جبهه شب ها دو عدد کتونی با بند می‌بستیم روی گوش‌ها دو عدد پتو پلنگی بهم می‌بستیم پتو ها رو روی کمر میزاشتم ی دم براش میزاشتم یکی از ماسک ها رو روی صورت می‌گذاشتیم دقیقا مثل پلنگ می‌شد و از سنگر می‌زدیم بيرون نزدیک بچه ها که می‌شدیم پا به فرار میزاشتن ی شب نزديک بود بهمون شليک کنن بچه‌ها قریاد زدن شليک نکنيد پلنگ نیست بچه‌ها خودمون هستن 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
دیدگاه ها (۰)

p1هوا سرد بود. طوری که حتی تختش هم یخ زده بود و پتو تمام زور...

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌p16چشم های جونگکوک برای لحظه ای گشاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط