{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يادش بخير در جبهه شب ها دو عدد کتونی با بند می‌بستیم روی

يادش بخير در جبهه شب ها دو عدد کتونی با بند می‌بستیم روی گوش‌ها دو عدد پتو پلنگی بهم می‌بستیم پتو ها رو روی کمر میزاشتم ی دم براش میزاشتم یکی از ماسک ها رو روی صورت می‌گذاشتیم دقیقا مثل پلنگ می‌شد و از سنگر می‌زدیم بيرون نزدیک بچه ها که می‌شدیم پا به فرار میزاشتن ی شب نزديک بود بهمون شليک کنن بچه‌ها قریاد زدن شليک نکنيد پلنگ نیست بچه‌ها خودمون هستن 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
دیدگاه ها (۰)

FORCED LOVEPart:13───دو هفته بعد. ماموریتِ جدید.این بار، یه ...

شروعی سخت،پایانی خوشچان اومد بالا هیون.سه را چی شده کی اذیتت...

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے⁵⁸چشم‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط