زندگی کردن
زندگی کردن
یعنی شناختن حقیقت خویشتن! شناختن آن خود حقیقی و بازیِ جانانهی نقش ویژهی خویش. تو هرگز نمیتوانی نقش دیگری را بازی کنی. تو هرگز نمیتوانی زندگیِ کسی دیگر را زندگی کنی. و هیچکس نمیتواند، نقش تو را بازی کند و یا زندگی تو را زندگی کند.
در هر حال، برای اینکه زندگی خود را زندگی کنی، باید خود حقیقیِ خود را بشناسی. اگر دوست داری سعادتمند زندگی کنی، باید از دل و جان برای خود زندگی کنی، نه برای دیگران. مبنای خوشبختی همین است. یعنی کاری را بکنی که حقیقتا دوستش داری. به جای اینکه باری به هر جهت عمل کنی، شفاف و استوار ببین که دوست داری در زندگی خود به چیزهایی برسی. به فرجام خوب کار خود ایمان داشته باش و شادمانه و جانانه، به مصاف دشواریهای راهِ رسیدن به خواستههای خود برو. شناختن خود حقیقیِ خود مستلزم شجاعت، تلاش، مسئولیتپذیری، ذهن باز و حساسیت و تفکر است. برای اینکه زندگی خود را حقیقتا زندگی کنی، باید خود را با سرچشمهی زندگی میزان کنی، با خدا میزان کنی.
یعنی شناختن حقیقت خویشتن! شناختن آن خود حقیقی و بازیِ جانانهی نقش ویژهی خویش. تو هرگز نمیتوانی نقش دیگری را بازی کنی. تو هرگز نمیتوانی زندگیِ کسی دیگر را زندگی کنی. و هیچکس نمیتواند، نقش تو را بازی کند و یا زندگی تو را زندگی کند.
در هر حال، برای اینکه زندگی خود را زندگی کنی، باید خود حقیقیِ خود را بشناسی. اگر دوست داری سعادتمند زندگی کنی، باید از دل و جان برای خود زندگی کنی، نه برای دیگران. مبنای خوشبختی همین است. یعنی کاری را بکنی که حقیقتا دوستش داری. به جای اینکه باری به هر جهت عمل کنی، شفاف و استوار ببین که دوست داری در زندگی خود به چیزهایی برسی. به فرجام خوب کار خود ایمان داشته باش و شادمانه و جانانه، به مصاف دشواریهای راهِ رسیدن به خواستههای خود برو. شناختن خود حقیقیِ خود مستلزم شجاعت، تلاش، مسئولیتپذیری، ذهن باز و حساسیت و تفکر است. برای اینکه زندگی خود را حقیقتا زندگی کنی، باید خود را با سرچشمهی زندگی میزان کنی، با خدا میزان کنی.
- ۲.۰k
- ۱۰ شهریور ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط