{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۳


همه باهم تو حال رو مبل ها نشسته بودن و سکوت مرگباری در آنجا حاکم بود که یک پیام بازرگانی شروع به زنگ خوردن کرد
*منظورم گوشی تاکا_چان عه*
میتیسویا: یوزوهاس
همه به میتسویا عین نگهبان جهنم نگاه کردن🤡
میتسویا اینجا یه حیاطی چیزی داره من برم جواب بدم
هاکای نه بابا اینجا راحت باش جواب بده
*بچمون میخواد بفهمه چرا یوزوها به تاکا_چان عش زنگ زده(مشکوک شده)*
میتسویا الو یوزوها
مانا و لونا : سلاممممم
میتسویا سلام مانا سلام لونا خوبید
مانا و لونا آرهههه خوبیم
میتسویا یوزوهارو اذیت نکنید و بچه های خوبی باشید
*از آن سمت کسانی که خبر ندارند که مانا و لونا آبجی های تاکا_چان هستن فکر هاشون به جاهای دارک کشیده شد🤡*
میتسویا حالا گوشی رو بده به یوزوها
یوزوها الو سلام کاری داشتی میتسویا
میتسویا نه همین جوری فقط میخواستم احوالت رو بپرسم
* و ما اینجا هاکای رو داریم که فکر هاش به عروسی میتسویا و یوزوها کشیده شده*(آرزوش اینکه میتسویا دامادشون بشه)🤡
میتسویا خب پس اگه کاری نداری خدافظ
یوزوها خدافظ
گوشیشو گذاشت و دید همه دارن عین نگهبان جهنم نگاش میکنن🙈
Leg=همین یه خدافظ خشک و خالی؟؟
میتسویا خب آره
و لیوان چاییش رو ورداشت که بخوره
رین+۲= تو زن و بچه داشتی اومدی اینجا؟؟
میتسویا چاییش تو گلوش پرید و خفه شد
*زن منو خفه میکنی؟؟*
میتسویا داد زد معلومه که نههههه
ایزانا : چب پس اونا کدوم خرایی بودن؟؟
میتسویاا مانا و لونا آبجیامن
کاکوچو یوزوها هم زنته؟؟
میتسویا نههههه فقط تنها کسی که میتونستم مانا و لونا رو بسپارم دستشون یوزوها بود
سانزو پس یوزوها کیه مرتیکه
*سانزو میخوای بمیری؟؟*
میتسویا آبجی هاکای عههههه
همه خفه خون گرفتن
مایکی مطمئنی فقط آبجی دوستته؟؟
میتسویا منظور؟؟
مایکی احیانا دوست پسر دوست دختر نیستین؟؟
سانزو اگه اینجوری باشه چرا اومدین اینجااااا
*و ما اینجا تاکه و کن رو داریم که با یه نگاه چه ربطی داره به سانزو نگاه میکنن*
میتسویا نهههههه بابا اههه شمام گیر اوردینااااا
دیدگاه ها (۹)

کدوم پروفم باشه

اولین آرت عم

پروف ندادین بغیر از دو نفر تاکا_چان و کاگیاما خجالت بکشین از...

مایل به پارت؟؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط