به دستانت فکر میکنم

به دستانت فکر میکنم
که دستانم را میگیری
با هم خیابان های شهر را قدم‌ میزنیم
به چشمانم‌میخندی
قلبم‌ تند تند میزند
عطر گیسوانت را می بویم
هوا برایم‌رویایی می شود
من ،
این نشانه ها را در خیال خود می بینم و میدانم
که گرفتار نگاه توام
و تو هم مدهوش مهر منی
هر چند نمی دانی چه در خیال من می‌گذرد
اما،تو را اول دوست دارم
بعد بهار را
سپس قاصدک ها را
اما‌ مهم تر این است،
که بی یادت آفتاب به رویم نمی تابد.
دیدگاه ها (۳)

پرنسس ناخواسته

در لابه لای دلشوره ها و تـرس هایـم،لب پرتگاه ایستاده ام...می...

بهانه ات را می گیرم :( گاهی دلم بی بهانه برایت می گیرد ، نم...

بانوی قصه‌ی رویاهایم...میان تیک‌تیکِ عقربه‌های عجولی که باره...

خسته ام ... از زندگی خسته اممدتیست زیر لب چیزی می گویم تا شا...

دکلمه بیت غزل عاشقانه ازحافظ شیرازی تقدیم به نگاه زیباتون💋😍❤

امام رئـــــوفم …شمار دلتنـــــگی هایم به بی نهایت نزدیک می ...

انفجار بزرگ .گلشیری .پرسید: «قشنگه؟ هان؟»گفتم: «بله.»گفتم: «...

فرزانه صیاد

با مداد شکسته می نویسم من میمانم و قلب تنهای خودم و غم ساله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط