{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🪶 فیکشن هزبین هتل - فصل دوم - TVDeer:

🪶 فیکشن هزبین هتل - فصل دوم - TVDeer:
✍🏻 پارت یازدهم:

* الستور نگاهش میکنه..
واکس نگاهشو میدزده..

& خب..؟
- عامم..
& گفتی میخوای راجب یه چیز مهم باهام حرف بزنی..
- عامم.. آره خب..

* واکس مضطربه.. دنبال یه بهانه میگرده که موضوعو بپیچونه..
الستور متوجه استرس واکس میشه.. که خیلیم واضحه..
مشکوک میشه..

& چیزی شده..؟
- نــ..نه.. فقط..

* واکس با خودش فکر میکنه.. مگه برای دیدن یه دوست قدیمی بهانه‌ای لازمه..؟
چرا باید دلیل خاصی برای دیدنش داشته باشه..

- فقط.. میخواستم ببینمت..
& ـــــ؟
- جدی میگم.. عامم.. شنیده بودم چند روز پیش یه مبارزه.. داشتی..؟ خواستم ببینم حالت خوبه یا نه..

* الستور یه لبخند نرم میزنه.. نه از روی محبت بلکه از روی رضایت از مبارزه‌اش..

& آره.. باید صداشو میشنیدی..
- اوه.. حدس میزـ..

* الستور با یه لبخند پهن و ذوق زده حرف وینسنتو کامل میکنه..

& آره یکی از بهترین پخش‌هام بود!

* واکس لبخند میزنه..
حس میکنه اوضاع نرماله..






برادران و خواهران دقت کنین واکس الان به شکل وینستع.. (عیییی، این چیزا سنگینه با انیمیشن واضحتره باید خودم اینو درنظر میگرفتم..🗿🚬)

★ بقیه پارتا:
https://wisgoon.com/c/2350057
دیدگاه ها (۱۰)

کاری که من و فیکشن‌نویسا با فندوم هزبین‌هتل و سیرک دیجیتال م...

🪶 فیکشن هزبین هتل - فصل دوم - TVDeer:✍🏻 پارت دهم:واکس وارد پ...

عجب..نمیدونستم دوینت آرت پستارو میبره رو گوگل (ینی تو سرچ گو...

🪶 فیکشن هزبین هتل - فصل دوم - TVDeer:✍🏻 پارت چهارم:× خب الان...

🪶 فیکشن هزبین هتل - فصل دوم - TVDeer:✍🏻 پارت سوم:* بالاخره و...

🪶 فیکشن هزبین هتل - فصل دوم - TVDeer:✍🏻 پارت دوم:وینسنت چند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط