{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه از خیابانی که نیست

می نشینی رو به رویم خستگی در میکنی
چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست

باز میخندی و می پرسی که حالت بهتر است ؟
باز میخندم که خیلی ، گرچه می دانی که نیست

شعر میخوانم برایت واژه ها گل میکنند ،
یاس و لادن می گذرام توی گلدانی که نیست

چشم می دوزم به چشمت می شود آیا کمی
دستهایم را بگیری بین دستانی که نیست ؟

وقت رفتن می شود با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم توی ایوانی که نیست

رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست

می روی و خانه لبریز از نبودت میشود ،
باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست
دیدگاه ها (۷)

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست !!!می رسم با تو به خانه...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه،از ...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه،از ...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه،از ...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه،از ...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه،از ...

می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیستمی نشینی روبه رویم خس...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه،از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط