خواستم در بکنم سیزدهم را... ناگه روسری از سر تو وا شد و
خواستم در بکنم سیزدهم را... ناگه روسری از سر تو وا شد و بیچاره شدم...دست در سبزه وچشمم پی چشمان توبود...
گره زلف تورا دیدم و آواره شدم...
گره زلف تورا دیدم و آواره شدم...
- ۶۳۹
- ۱۴ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط