{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا نگاهم  می کنی ،حالم  پریشان  میشود

تا نگاهم  می کنی ،حالم  پریشان  میشود

قطره های ِاشک من،از دیده غلتان میشود

 

زُل به رویم  میزنی، کلی خجالت  میکشم

دست و پاهایم  مثال ِ بید ، لرزان  میشود

 

شاخه ها از شوق دیدارت، زبان وا میکنند

غنچه هاکف میزنند،گلبرگ رقصان میشود

 

چون صدایم میکنی ،روحم هوا  پر میزند

مردم چشمم ،به زیر  پلک ، پنهان  میشود

 

بَسکه آن لبهای ِتو، قندوشکر پاشیده است

حتم ِ این دارم شکر، اهدا به لبنان میشود

 

پا به هر جا می گذاری،صد گِرِه وا میکنی

بلبل ِ در لک فرو ، فورا  غزلخوان میشود

 

شاعران در وصف ِموهایت،غزلها گفته اند

تاری از موهای ِتو، صدجلد دیوان میشود

 

در رکابت مانده ام ، باشی به همراهم اگر

دردِ بی درمان ِ من ،یکباره  درمان میشود
دیدگاه ها (۳)

گفت دیده ست مرا؛ این که کجا یادش نیستهمه چیزم شده و هیچ مرا ...

به یاد آن کسی که چشم هایش برده جانم راتفال میزنم هر شب مَفات...

شعرمی خوانم برایت گرچه حالم خوب نیستقهوه میریزم برایت فالمان...

دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانیلعنت به من و زندگی و عشق و جوان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط