{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قدیما ...فیزیوتراپی...کرسی بود.

قدیما ...فیزیوتراپی...کرسی بود.

قدیما... سونوگرافی و غربالگری...تجربه مادر بزرگها بود

قدیما... زمستون ژاکت و کلاه و دستکش، دست بافت مادر بود

قدیما ...چای با سماور بود

قدیما ... غذای ساده ،اشکنه و آش رشته و دور همی بود...
قدیما..
خواب زیر پشه بند و روی پشت بام بود
قدیما ...کسی زمستون خیار و هندونه و سردی نمی خورد
قدیما... زیره و رازیانه و روغن حیوانی وشیره و عسل بود
قدیما ...رنگ موی سفیدمادر حنا بود ...
قدیما ...پولها زیر فرش بود

قدیما...صبح زود صدای بلند نماز خواندن پدر بزرگ بود
قدیما...قصه گو و آموزگار پدر بزرگ و مادر بزرگ بود
قدیما ...کمتر کسی رنگ چشمهای پدر را دیده بود
قدیما...هفت سنگ بود و لی لی و توپ دو لایه
قدیما ...رفیق بود و رفاقت و دلتنگی
قدیما ...زمستون زمستون بود تابستون تابستون...
یهویی اومد و همه چیز عوض شد ...

🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹
دیدگاه ها (۸۰)

پیش به سوی شروعیک روز بی نظیرروزتان سرشار از امیدانرژی مثبت ...

حواست باشدبه کوتاهی زندگیزندگی به همین آسانی میگذرد...مثل تا...

پنج قورباغه در یک برکه زندگی می کردند ، یک قورباغه تصمیم گرف...

خلاقیت با ظروف و بطری ها #هنریممنون میشم به کانال من که مجمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط