{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مجازات

#مجازات
#پارت_اول
نکته!!1(من میدونم الستور بی جنس گراست، اما تو این داستان گرایشش بایسکشواله)
نکته!! 2(این داستان پس از اتفاقات فصل 2ست، تنها تفاوت اینه که لیلیث به چارلی زنگ نزده، و واکس سرش از بدنش جدا نشده، همین، لذت ببرین)

چارلی با خوشحالی از پله ها به جمعیت زیاد داخل هتلش نگاه می‌کرد، و تو این فکر بود که اگه مادرش حضور داشت چقدر میتونست بهش افتخار کنه
زمانی که دست وگی روی بازوش قرار گرفت از فکر بیرون اومد و به یار همیشگیش نگاه کرد

وگی_چارلی، عزیزم چرا انقد تو فکری؟ همه چیز همونجوری که تو میخواستی شده، مگه نه؟

چارلی آهی کشید

چارلی_درسته،اما میدونی.. کسی که باعث شد من قدم تو این راه بذارم اینجا نیست.. هفت ساله که نیست! و خب.. من توقع داشتم بعد اون همه پیغامی که از پیروزی براش فرستادم اون برگرده..

وگی_اما تو پدرتو داری! اون تو رسیدن به پیروزی نقش مهمی داشت.چرا به جای فکر به مامانت که نیست، به پدری که پشتت بود اهمیت نمیدی؟

چارلی میدونست که توی دلش به هیچ چیز بیشتر از تایید مامانش نیاز نداره، اما نمیتونست اینو به وگی بگه و سرزنش هاشو بشنوه
سرشو انداخت پایین و بعد لبخند زد و سرشو برگردوند بالا، سعی کرد حال و هوارو عوض کنه
با انرژی خیلی زیادی شروع به حرف زدن کرد

چارلی_بیخیال عشقم، بگو ببینم الستور کجاست؟ دیدم که حالش خیلی بهتره و باز داشت سر به سر بابام میذاشت
اگه بابام میتونست به گناهکارا آسیب بزنه الستور قطعا اولیشون بود

و بعد خندید، وگی اما هنوز میدونست که چیزی پارتنرشو اذیت میکنه

وگی_الستور تو اتاقشه، فک کنم پخش رادیویی داشت

چارلی_اوه که اینطور.. خبری از انجل نشده؟

وگی آهی کشید، شاید تظاهر به شاد بودن میکردن اما هیچکس نتونسته بود با نبود انجل کنار بیاد.. مخصوصا هاسک که از بعد رفتن انجل تا الان همش مست بود و هیچی از دورش نمیفهمید

وگی _نه..

_
(ساختمان وی ها)
واکس سه روز بود که از تو بخش خودش بیرون نیومده بود. اما کل پرسنل و افراد داخل برج وی میتونستن صدای داد و بیداد و شکسته شدن وسایل رو بشنون
ولولت و ولنیتو با اینکه از دستش به شدت عصبانی بودن، ولی بازم نگرانش بودن و از طرفی هم نمیخواستن وحشی بودن واکس دامن گیرشون بشه

ولوت_فکر میکنی دیگه باید بریم سراغش؟

ولنتینو _نه، بذار انقد همه چیزو بشکنه تا هیچی باقی نمونه، اون وقت خودش میاد بیرون

ولوت هوفی از کلافگی کشید
ولنتینو لبخند بدجنسانه ای زد_من الان باید برم و به مهمون جدید یا بهتره بگم قدیمیمون یه حالی بدم

و با آهنگ خوندن به زبان اسپانیایی به سمت جایی که انجل داخلش زندانی بود حرکت کرد
___
(داخل اتاق واکس)
از عصبانیت نفس نفس میزد، روی میز بزرگش خم شده بود و دوتا دستاشو دو طرفش گذاشته بود
کل اتاق در به داغون شده بود و هیچ شباهتی به قبل نداشت
هنوز نتونسته بود بپذیره که شکست خورده، نه وقتی اونقدر سختی کشیده بود و با دقت نقششو پیش برده بود
از استفاده از لوسیفر و انجل گرفته تا راضی کردن اورلورد ها و اسیر کردن الستور
اوه، الستور!! الستور حرومزاده دوباره باعث این حالش شده بود
اگه اون خودشو آزاد نکرده بود و قراداد فسخ نشده بود واکس دیوونه نمیشد و الان بهشت توی چنگال هاش بود
از عصبانیت یکی دیگه از وسایل دم دستشو پرت کرد و وسیله ی بدبخت به هزار قسمت تقسیم شد
بعد چند روز به طرف مانیتور هاش رفت و روشنشون کرد
و هتلو زیر نظر گرفت

واکس_بیچارت میکنم الستور، خودت و اون هتل کوفتیو با خاک یکی میکنم! این سری دیگه نمیتونی از دستم در بری

و بعد مثل دیوانه ها شروع به خندیدن کرد....

____
(بهشت)
سرا و امیلی تمام توانشونو به کار گرفته بودن تا پنشس احساس غریبی نکنه
خوب تونسته بود با ایبل و پیتر دوست بشه
اما بازم دلش برای دوستای جهنمیش تنگ میشد
هر از گاهی امیلی از طرف چارلی و چری براش نامه میاورد
همه چیز تو بهشت مثل سابق شده بود، دیگه کسی نگرانی از بابت جهنم نداشت
سرا، امیلی، ایبل و... کل بهشت از وضعیت موجود راضی و خوشنود بودن،اما.....
گوشه ای از بهشت صدای شورش مخفیانه میومد.. لوت!
دیدگاه ها (۱)

خانواده ی هزبین هتل !!★☆~

10 شخصیت برتر هر فصل ( فصل 1 )

#leo#Leo##azrael#Azrael#god#God#mtchael#Mtcha #Galtm#el#ni...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط