{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍒🌱دستی که به انتظار دستانی بود

🍒🌱دستی که به انتظار دستانی بود
چشمی که نیازش لب خندانی بود
بیچاره‌ترین گدای این شهری که…
در پیرهنم عجب زمستانی بود🍒🌱
دیدگاه ها (۰)

🌱🍒برف و کولاک زده، راه خراب است نرو🌱🍒

#عکس_نوشته

🌱🍒قبله باید که به سمت تو نشان داده شودبی شک این قبله نماها ه...

🍒🌱گفته بودم که تورا دوست ندارم دیگردرد آنجا که عمیق است به ح...

همخونه اجباری.. پارت 65."ویو جئون جونگ کوک"سکوت...تمام اتاق ...

آغوش عشق در کنار مافیا . "میرا"خشک شده لب زدم . _یعنی چی؟! ج...

اعتماد پارت|۹۳|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط