كربلا خود را مهيا كن كه مي آيد حسين
كربلا خود را مهيا كن كه مي آيد حسين
از جفا خود را مبرا كن كه مي آيد حسين
ذره ذره خاك خود را شستشو كن در فرات
چون حرم آغوش خود وا كن كه مي آيد حسين
همره او هست زينب با زنان و كودكان
خيمه اي از عشق بر پا كن كه مي آيد حسين
او ز مكه تا به اينجا طي منزل كرده است
با قدوم او مدارا كن كه مي آيد حسين
من گمانم در سفر از تشنگي آزرده است
جامي از آب گوارا كن كه مي آيد حسين
شبه پيغمبر ، علي اكبرش با او بود
ديده را محو تماشا كن كه مي آيد حسين
مي كند سقایی اين كاروان عباس او
آب را اهدا به سقا كن كه مي آيد حسين
او بود باب مراد و او بود بحر كرم
حاجت خود را تقاضا كن كه مي آيد حسين
كودكي دارد كه نازكتر بود از برگ گل
بسترش از برگ گلها كن كه مي آيد حسين
از جفا خود را مبرا كن كه مي آيد حسين
ذره ذره خاك خود را شستشو كن در فرات
چون حرم آغوش خود وا كن كه مي آيد حسين
همره او هست زينب با زنان و كودكان
خيمه اي از عشق بر پا كن كه مي آيد حسين
او ز مكه تا به اينجا طي منزل كرده است
با قدوم او مدارا كن كه مي آيد حسين
من گمانم در سفر از تشنگي آزرده است
جامي از آب گوارا كن كه مي آيد حسين
شبه پيغمبر ، علي اكبرش با او بود
ديده را محو تماشا كن كه مي آيد حسين
مي كند سقایی اين كاروان عباس او
آب را اهدا به سقا كن كه مي آيد حسين
او بود باب مراد و او بود بحر كرم
حاجت خود را تقاضا كن كه مي آيد حسين
كودكي دارد كه نازكتر بود از برگ گل
بسترش از برگ گلها كن كه مي آيد حسين
- ۶۰۵
- ۰۴ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط