{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ندارم وحشتی از یوز و ببر و حمله شیران ،

ندارم وحشتی از یوز و ببر و حمله شیران ،
از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم ...
دیدگاه ها (۵)

یه حال خوب😊

میخندید ولی در نگاهش غمی میرقصید..

دیدم آقا سید مجتبی دکمه‌های قبا را به‌ سختی می‌بندد، بعد که ...

دیدم آقا سید مجتبی دکمه‌های قبا را به‌ سختی می‌بندد، بعد که ...

▫️دیدم آقا سید مجتبی دکمه‌های قبا را به‌ سختی می‌بندد، بعد ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط