‌ #اندکی_تفکر

‌ #اندکی_تفکر

آرایشگر گفت: #عروس_خانوم! دیگه کارت تموم شده.
آقا #داماد هم که بالا،دم در منتظره. ان شاءالله #خوشبخت شی.بلند شد.
می‌دانست #مرد زندگی‌اش از معطلی خیلی خوشش نمی‌آید.
به خواهرش گفت: چادرم کو؟
و خواهرش #چادر_سفیدی را سرش انداخت.
دست گرفت به چادر و دور صورتش، به آرامی لبه‌های #چادر را مرتب کرد.
آرایشگر گفت: خیلی خب دیگه! #موهاتو خراب کردی که دختر! یه #ذره شل‌تر بگیر .
وقتی می‌گم #شنل کرایه کن، برای همینه دیگه…
رو کرد به آرایشگر و گفت: من نگران #آخرتم بیشتر از موهام هستم.
#موهام خراب بشه ، بهتر ازینه که یه عمر زندگی و آخرتم خراب بشه
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی (درخواستی)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p64نینا با دقت به صورتش نگاه کرد.برای اول...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁰قلبم محکم به سینه می‌کوبید.+منظورت چی...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "46""ویو پارک آنجلینا"خوبه...

آره ولی شرکتشون ورشکسته شد و یوشیرو هم دیگه بعدش نرفت سرکار....

سناریو مایکی {جنگل چشمات} + مگه یادت رفته تو اتاق بهت چی گفت...

intertwined fate of two enemies-part 20

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۹

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 6صبح روز بعدجین وارد اداره شد و مستقی...

Part 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط