{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ #اندکی_تفکر

#اندکی_تفکر

آرایشگر گفت: #عروس_خانوم! دیگه کارت تموم شده.
آقا #داماد هم که بالا،دم در منتظره. ان شاءالله #خوشبخت شی.بلند شد.
می‌دانست #مرد زندگی‌اش از معطلی خیلی خوشش نمی‌آید.
به خواهرش گفت: چادرم کو؟
و خواهرش #چادر_سفیدی را سرش انداخت.
دست گرفت به چادر و دور صورتش، به آرامی لبه‌های #چادر را مرتب کرد.
آرایشگر گفت: خیلی خب دیگه! #موهاتو خراب کردی که دختر! یه #ذره شل‌تر بگیر .
وقتی می‌گم #شنل کرایه کن، برای همینه دیگه…
رو کرد به آرایشگر و گفت: من نگران #آخرتم بیشتر از موهام هستم.
#موهام خراب بشه ، بهتر ازینه که یه عمر زندگی و آخرتم خراب بشه
دیدگاه ها (۱)

#چشمانت را امشب نبنداردیبهشت از راه خواهد رسیداین #ماه_عاشق ...

‌ : ):بین #خودمان باشد !#هر شبدور از #چشم دیگران#عکست را در ...

‌ در فرهنگ ایرانی اسلامی بهترین مونس انسان کتاب بود . متاسفا...

روزی پنج بار صدات می کنهکه فقط پنج دقیقه باهاش حرف بزنی!ولی ...

پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۳۵ ویو راوی نورا بعد ...

اتاق ساکت سیصدو هفت

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "46""ویو پارک آنجلینا"خوبه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط