{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(داستان عجیب حضرت موسی ع)

(داستان عجیب حضرت موسی ع)
.
↩ روزی حضرت موسی بن عمران(ع) در راه به جوانی بی ادبی برخورد کرد.
آن جوان در کمال وقاحت و بی شرمی گفت:
«ای موسی! من آنچه را خدای تو گفته به جا بیاور، انجام نخواهم داد و آنچه را که امر کرده ترک کنم، به جا خواهم آورد. از طرف من به او بگو که تو هم به هر نحوی می خواهی مرا عقوبت کن.»
🔸 حضرت موسی(ع) از او صورت برگرداند و به راه خویش ادامه داد تا این که روزی در حال مناجات، خداوند متعال به او فرمود:
◀ «ما پیغام آن جوان را که به تو داده بود تا به ما برسانی شنیدیم گرچه تو شرم داشتی که آن پیغام را به ما برسانی. از طرف ما نیز این پیام را به آن جوان برسان و به او بگو ما تو را به عقوبتی مبتلاساخته ایم که بالاتر از آن تصور نیست. اما اکنون درد آن را درک نمی کنی. روزی درد آن را می فهمی که راه گریزی برایت نیست.
.
🔸 حضرت موسی(ع) عرض کرد:
پروردگارا! من آن جوان را بسیار سرحال و خرسند دیدم و در او هیچ گونه گرفتاری مشاهده نکردم.
🔴 خطاب شد:
ای موسی!
↩ هر گاه من به بنده ای غضب کنم، بزرگترین عقوبتی که به او می کنم، آن است که (( لذت عبادت )) خود را از او می گیرم تا در اثر عدم لذت، عبادت من را ترک کند و مستحق عقوبت دائم و خلود در آتش جهنم شود و این جوان را به چنین عقوبتی مبتلانموده ام، ولی اکنون متوجه نیست و به زودی متوجه خواهد شد.
.
.
الهی العفو...😭
دیدگاه ها (۲)

دلیل عبادت💢خدا را از عبادت ما چه سودی می رسد؟✴️روزی جوانی نز...

السلام علی المهدی عج

سخنی با دارالذکر

آیت الله ناصری نقل می کردند :که در نوجوانی روزی در نجف از فر...

بسم الله الرحمن الرحیم امام حضرت عسکری (ع) فرمود : لَیْسَتِ ...

نگرد نیست...🔍🔍❌❌🌹خداوند متعال به حضرت موسی علی نبینا و آله و...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت اول :امروزه بیش از هر زمان دیگری،...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط