{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امدم پابوست مرا پر نده

امدم پابوست مرا پر نده
غرق گنه مرا پر نده
بگذار همچو کبوترها
ب دور حرمت چرخ زنم
اصلا
تو شمع باش و من پروانه شوم
من ک ندیدمت چرا عاشق شدم
بگذار غلام رو سیاهت باشم
بگذار جارو کش حیاتت باشم
فرشی برا زوارت نمیخواهی
بگذار فرش زیر پای زوارت باشم
اقا بس است انتظار
بگذار بیاییم
من طعم روضه هایتان را چشیده ام
انگه ک سری ب چشم تر مادرم زدی
دیدگاه ها (۱)

س سال دارم من کوچیکم گره برات وا میکنم با اون دستای کوچیک مش...

هرگاه زکریا مشغول موعظه ای بود و یحیی را در میان جمعیت می دی...

کنت احبک فترةالیوم احلم بکوغداساکتبک شعراعلی جدران المغارةتر...

افتخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط