پارت اخر🍯

پارت اخر🍯
(لونا همون ا/ت هستش)

ویو جونگ کوک
بلخره تصمیم به اعتراف عشقم گرفتم من اونو خیلب دوس دارم
-خوب پس لونا خانوم ساعت هشت میبینمت
+بله ساعت هشت تو رستوران هستم ممنون بابت دعوتتون
-خواهش روز بخیر
+روز شماهم بخیر

ویو لونا
خسته شدم از بس این حسو تو خودم نگه داشتم امشب که میریم بیرون بهش میگم
.
.
.
بازم ویو لونا
بعد تموم شدن کارم به سمت خونه حرکت کردم یه نگاه به ساعت انداختم هفت بود پس یه حموم بیست مینی گرفتم اپمدم بیرون موهامو خشک کردم و لباسمو پوشدیم و یکم ارایش کردم(عکس لباس موهاش و ارایشو میزارم)
ساعت شده بود ۷:۵۰ پس به سمت رستوران حرکت کردم
پرش زمانی به وقت رسیدن لونا
بعد اینکه رسیدم و رفتم داخل جئون رو دیدم و برای بار هزارم عاشقش شدم اون خیلی خوشتیپ خوش اخلاق خوش اندام و مهربون هست. رفتم جلوش روی صندلی نشستم
+سلام اقای جئون
-سلام خانوم کیم
+خوب میخواستین راجع به چی چیزی حرف بزنیم؟
-بعد غذا راجع بهش حرف میزنیم
+باشه
پرش زمانی به بعد غذا خوردنشون
ویو لونا
جونکوک بلند شد و جلوم زانو زد اولش خیلی تعجب کردم که چرا اینکارو کرد که گفت
-کیم لونا فرشته ای روی زمین من دیوانه وار عاشقتم میشه باهام ازدواج کنی؟
با این حرفش رفتم تو شک و بعد ده دقیقه گفتم
+م. م. منم دوست دارم
و به خوبی و خوشی زندگی کردن

میدونم گند زدم ببخشید
دیدگاه ها (۲۳)

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:2ویو «سلین»از پله ها اومدم پایین ...

پارت ۱ویو تهیونگ:سلام من کیم تهیونگ هستم ۲۹ سالمه و تو یک کا...

#برادر ناتنی من

P17ویو نویسنده دامیال:آنیا قرار مون سر جلسه دیگه آنیا :اره ...

پارت یکویو لوناسلام من لونا هستم دوسال هست که با جیهوپ ازدوا...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

پنهان عشق

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط