{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه زمان یکیو دوس داشتم, اون موقع هنوز بحث رل زدن و این حر

یه زمان یکیو دوس داشتم, اون موقع هنوز بحث رل زدن و این حرفا نبود, همو دوس داشتیم پس باهم بودیم, اینقد حس تعهد میکردم که با همه شیطونی و زبون درازیم تا اونجای که لازم بود هم کلام با هیچ پسری نمیشدم, تا دوستام می گفتن وای این پسره خوشگله یا هرچی همه بر میگشتن نگاه میکردن من رومو بر می گردوندم, حتی با آدمای مجازی هم رسمی حرف میزدم, نمیخام بگم خوب بودم ولی حتی وقتی نبود بهش پایبند بودم و تا یه شیطونی هم میکردم خودمو لو میدادم که دعوام کنه و عذاب وجدانم آروم شه, خلاصه که کل دنیای من بود و یه نفر, ولی اون یه نفر نمی دونم نمیخام قضاوتش کنم, فقط میگم نیستش الان... اما رابطه های امروزیو می بینم که واقعا شده طرف با یکی یاره و با بقیه هم عاره, چقدرم خوبه و راحتم دو طرف همو دوست دارن و کنار میارن و باهم می مونن, پسره هم فقط شاید مثلا التماسش میکنه که لااقل با فلان پسرا گرم نگیر حالا یا برعکس, هرچی, حرفم اینه که کار درستو همین دسته دوم می کنن, زندگیتو کن, لازم نیس بخاطر حضور یکی رابطه هاتو محدود کنی یا دس از شیطنتات بکشی, خیالت راحت, دسته دوم موندنی تر و خواستنی ترن تو این زمونه, کار درست اینه که مث من نباشی...
دیدگاه ها (۲۳)

چند پارتی

The Secret Between Light and the Stageپارت 8 میخواستن آهنگ ج...

پارت ۱۶ — حرفی که بالاخره گفته شدعصر آرامی بود. نیلسو و جونگ...

دید پنهان ,انفجار اشکار

رمان تو خود منی

سناریو:زخم التیامی/پارت ۱(موقعیت:خوابگاه UA) (زمان: ۴:۳۹)**م...

I'm not jealous part 59با بغض لب زد _این حرف آخرته؟لعنتی کاش...

پارت¹²بی رحمی؟صدای جسیکا بودجسیکا.به به چه بویی لیلی خوبی؟لی...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_15ویو میرایکی دو روز گذش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط