{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید شهردار میشدم

باید شهردار می‌شدم
آنوقت
تمام کوچه‌های شهر را بن‌بست می‌کردم
از همان کوچه‌های قهر و آشتی

تا دیگر
هیچ قرار عاشقانه‌ای بدون بوسه
به پایان نرسد.
دیدگاه ها (۱۳۹)

# لبخند دسته گل را این باردر آغوش تو به آب می دهمهرچه بادا ب...

قهوه امروز را دست نخورده گذاشته ام قرار بود بعد از بوسه هایت...

#لبخند خنده های تو تنها چیزی ستکه خدابا دست هایش خلق کرد!زمی...

تــــو ضامن لبخند من نیستی امامیتوانی بهانه اش باشی...

می تواند پینه های دست باشدیا بوسه ای روی گونه دختراشک های نا...

‌کاش می شد برای همیشه رفت ؛به سکوت و آرامش یک خانه ی روستایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط