{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرین بار ڪه من از تهِ دل خندیدم

آخرین بار ڪه من از تهِ دل خندیدم
علتش پـول نبود
انعڪاسِ جُوڪ هر روز نبود
علتش، چهره‌یِ ژولیده‌یِ یڪ دلقڪ,
یا زمین خوردن یڪ ڪور نبود …
من بهِ « من » خندیدم !
ڪه چو یڪ دلقڪ ِگیج
نقش یڪ خنده به صورت دارم و دلم میـــگرید …!
.
دیدگاه ها (۱)

چقده من این مشکه رو دوس دارم .

سراب نیلوفر کرمانشاه

پارت پانزدهمدر آغوش زندان فلش بک به سه روز بعد ویو نویسندهتو...

پارت پانزدهمدر آغوش زندان فلش بک به سه روز بعد ویو نویسندهتو...

ᵖᵃʳᵗ𝟾ویو کوک * صبح ساعت 𝟏𝟏 بلند شدم . ته هنوز خواب بود ، سری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط