چشمهای تو عجب کهنه شرابی دارد
به تو وابسته شدن خانه خرابی دارد
آخر از حسرت دیدار تو من می میرم
عاشقی هم بخدا حق و حسابی دارد
تو که از حال دل ِ خسته ی من باخبری
بی تفاوت شدنت، سخت عذابی دارد
قصه ی عاشقی ما دونفر آسان نیست
چون کویری است که در سینه سرابی دارد
مشکل از چشم من و دین و مسلمانی توست
عــشـق هم آیه و تفسـیر و کـتابی دارد.
دیدگاه ها (۲)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.