{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فنجان‌ها

فنجان‌ها
سر لب‌های تو دعوا می‌کردند،
صندلی‌ها ایستاده بودند
تا تو بنشینی...
اما تو آمده بودی
کام همه را تلخ‌تر کنی!
دیدگاه ها (۱)

بی آنکه بدونیمخیلی از ماها شبیه همیمباور کن..!خیلی هامون یکی...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

می دانم تا پلک به هم بزنم می آیی ؛ با انار و آینه دردست هایت...

. وقتی نبض مهتاب در گوشم لالایی می شود … سر بر پایش می گذارم...

‌مجلس ختم تو از ظهر به شب طول کشیدهمه با صبر به گودال تشرّف ...

عزیز های من لطفا الکی سر یه موضوع ساده دعوا نکنید و برینید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط