در مهمانیای برای برداشتن چیزی وارد اتاق شدم و دختر و پسر
در مهمانیای برای برداشتن چیزی وارد اتاق شدم و دختر و پسری را درحال بحث کردن دیدم، پسر میگفت : کتونیهاتو بپوش و دختر میگفت : با این لباس کتونی بپوشم؟ و وقتی متوجه من شدند به سمتم برگشتند. لبخندی مصنوعی تحویلشان دادم و سرم را داخل کیفم کردم. نگاه کنید آخه پاش چی شده، پسر این را گفت و روی پای دختر را که بیضی عمیق قرمز رنگی افتاده بود نشان داد. دختر دیگری که مقابل آینهی اتاق در حال تمدید آرایشش بود گفت : قدتم که کوتاه نیست پاشنه به این بلندی پوشیدی. همون کتونیها رو بپوش و من همان لحظه فکر کردم اگر قدش کوتاه بود باید آن عذاب وحشتناک را ادامه میداد؟
در آخر، پسر بحث را رها کرد و رفت و دختر رو به ما گفت : الان با خودش میگه یه ساعت نمیتونه پاشنه بلند بپوشه این چه دختریه و من فکر کردم قضیه همیشه زنان علیه زنان و مردان علیه زنان نیست بیشتر اوقات خودمان علیه خودمان هستیم. به راستی قانون «در مهمانیها باید کفش پاشنه بلند پوشید» را چه کسی وضع کرده؟ چرا ناخن بلند و طراحی شده واجب است؟ چرا باید ساعتهای طولانی سنگینی مژه مصنوعی و بستن گن لاغری را تحمل کنیم؟ چرا در عروسیها حتما باید موهایمان شینیون شود و فقط برای چند ساعت رنگ چشممان را با لنز تغییر دهیم؟ چرا در ذهنمان قرارداد بستهایم آن مدل مو با فلان لباس میآید و فلان لباس با فلان کفش؟ چرا اگر قدمان کوتاه است باید همیشه با پاشنه بلند و اگر اضافه وزن داریم با لباس مشکی دیده شویم؟ تا کی قرار است شیک و خانم بودن در نظر دیگران را به راحتی و دلخواه خود ترجیح دهیم؟
قطعا کسی که از گنبند خود احساس ناراحتی میکند، لنز و مژه پدر چشمش را درآورده و حتی نمیتواند با کفشهای بلند و زیبایش به درستی راه برود و همهی اینها از چهرهی خستهاش مشخص است، شیک و جذاب به نظر نمیرسد. نظر شما چیست؟ در جشنها راحتی خودتان را ترجیح میدهید یا پیروی از این قانونهای نانوشته؟
شعروشراب
در آخر، پسر بحث را رها کرد و رفت و دختر رو به ما گفت : الان با خودش میگه یه ساعت نمیتونه پاشنه بلند بپوشه این چه دختریه و من فکر کردم قضیه همیشه زنان علیه زنان و مردان علیه زنان نیست بیشتر اوقات خودمان علیه خودمان هستیم. به راستی قانون «در مهمانیها باید کفش پاشنه بلند پوشید» را چه کسی وضع کرده؟ چرا ناخن بلند و طراحی شده واجب است؟ چرا باید ساعتهای طولانی سنگینی مژه مصنوعی و بستن گن لاغری را تحمل کنیم؟ چرا در عروسیها حتما باید موهایمان شینیون شود و فقط برای چند ساعت رنگ چشممان را با لنز تغییر دهیم؟ چرا در ذهنمان قرارداد بستهایم آن مدل مو با فلان لباس میآید و فلان لباس با فلان کفش؟ چرا اگر قدمان کوتاه است باید همیشه با پاشنه بلند و اگر اضافه وزن داریم با لباس مشکی دیده شویم؟ تا کی قرار است شیک و خانم بودن در نظر دیگران را به راحتی و دلخواه خود ترجیح دهیم؟
قطعا کسی که از گنبند خود احساس ناراحتی میکند، لنز و مژه پدر چشمش را درآورده و حتی نمیتواند با کفشهای بلند و زیبایش به درستی راه برود و همهی اینها از چهرهی خستهاش مشخص است، شیک و جذاب به نظر نمیرسد. نظر شما چیست؟ در جشنها راحتی خودتان را ترجیح میدهید یا پیروی از این قانونهای نانوشته؟
شعروشراب
- ۲.۲k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط