{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*⁵⁹

ا.ت: وایی کوک
کوک: چیشده
ا.ت: اون پسره نگاه همه رو توی مچ اندازی برد
کوک: بیا بریم نگاه نکن
ا.ت: چقدر زور داره
کوک: ا.ت
ا.ت: بزار نگاه کنم
کوک: خب بیا دنبالم
ا.ت: کجا
کوک: من میخوام مسابقه بدم
💪🏻🧑🏻: تو هه خیلی مسخرست
کوک: بعد از مسابقه میفهمی
ا.ت: کوک دیوونه شدی
کوک: 😉
ا.ت: حالا من یه چیزی گفتم چرا حسودی میکنی
کوک: حسودی نکردم
ا.ت: دستت اسیب میبنه خیلی زور داره بیا تا ما بریم
کوک: ا.ت من میخوام مسابقه بدم منو دست کم گرفتی
ا.ت: کوک
کوک: بهم اعتماد کن خب شروع کنیم
💪🏻🧑🏻: باشه
یک دو سه

چند دقیقه بعد
کوک: من برنده شدم
💪🏻🧑🏻: این واقعیت نداره
کوک: همه دیدن
🧑🏻💪🏻: تو بار اولت بود که اومدی اینجا
کوک: مهم اینه که من بردم خب ا.ت دیدی که
ا.ت: 🤗
کوک: بریم بقیه ورزشارو انجام بدیم
ا.ت: بریم

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۰)

fake kookpart*⁶⁰یک ساعت بعدکوک: خسته نشدیا.ت: نهکوک: بریم خو...

fake kookpaet*⁶¹کوک: نگاه به رده سنیش نکردیا.ت: همم نهکوک: ب...

fake kookpart*⁵⁸یک هفته بعدتو ماشین بودیمکوک: نظرت چیه امروز...

fake kookpart*⁵⁷بورا: خیلی خوش اومدینتهیونگ: یونا خوابهبورا:...

Part 14

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

وقتی تو مسابقه...... (به عنوان خواهر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط