{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب کمی دلتنگم ...

امشب کمی دلتنگم ...
فقط کمی
قدر آنکه بخواهی کهکشان را
در مشت بسته ات بگیری ،
یا بخواهی خورشید را
در آغوش بیاوری...
یا بخواهی اقیانوس را
یک جرعه سر بکشی...
همین قدر ...
این شب...
حجم دلتنگی من را
ریخته است روی شانه های دیوار..‌.
دیوار دارد از رطوبت اشک هایم
ترک بر می دارد...
دیدگاه ها (۱)

.خدا کند یه اتفاق خوب بیافتد وسط زندگیماناری همینجاوسط بی حو...

گاه دلـــــــم میگیرد ازصداقتـــــم که هیچکس لایــــــق آن ن...

.

همه ی ما یک عذرخواهی به احساس خود بدهکاریم...زمانی که برای ن...

---در که بسته شد و صدای آخرین مهمان در راه‌پله محو شد، **جون...

پرسه در جنگل.... شب...بعد از اینکه هر دو کتابشان را بستند......

ادامه پارت ۱۹۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط