در بغلت بگیرم ای ... گرگر آتش آمدم
در بغلت بگیرم ای ... گرگر آتش آمدم
شعله به خوشه ام بکش خوش شدم و خش آمدم
خانقه لبان تو سرخ تر ازشراب وه
چله به چله رفتم و صوفی بی غش آمدم
عشق به خون کشیده شدخون به جنون کشیده شد
غنچه ی صد طبق شدم سر به سیاوش آمدم
تیرشدم کمان بکش بر هدفت نشان بکش
رنگین شو کمان بکش دست به آرش آمدم
بارقه ی سحر منم آتش بی خطر منم
شمس وشم قمرمنم مهتر ، مهوش آمدم
عصیان شد وجود من طغیان کرده رود من
خارج شد سرود من یاغیِ سرکش آمدم
از نفس نشور تو در قدم حضور تو
با غزل زبور تو مست و مشوّش آمدم
من بی نعل و بی هرج دورت آمدم به حج
عیسی درفرج شدم موسی در غش آمدم
شعله به خوشه ام بکش خوش شدم و خش آمدم
خانقه لبان تو سرخ تر ازشراب وه
چله به چله رفتم و صوفی بی غش آمدم
عشق به خون کشیده شدخون به جنون کشیده شد
غنچه ی صد طبق شدم سر به سیاوش آمدم
تیرشدم کمان بکش بر هدفت نشان بکش
رنگین شو کمان بکش دست به آرش آمدم
بارقه ی سحر منم آتش بی خطر منم
شمس وشم قمرمنم مهتر ، مهوش آمدم
عصیان شد وجود من طغیان کرده رود من
خارج شد سرود من یاغیِ سرکش آمدم
از نفس نشور تو در قدم حضور تو
با غزل زبور تو مست و مشوّش آمدم
من بی نعل و بی هرج دورت آمدم به حج
عیسی درفرج شدم موسی در غش آمدم
- ۴۴۷
- ۱۰ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط