Maryam

Maryam
ای طبیبِ این دل شیدایی‌ام! حالی بپرس
ای دلیل اینهمه رسوایی‌ام! حالی بپرس

از فراقت بس چکید اشکم به روی گونه‌ها
گونه‌ها شد بستر دریایی‌ام، حالی بپرس

دل ز دیده شرم باید بی‌امان، بس بی‌امان
ای امید رجعت بینایی‌ام! حالی بپرس

گوشه‌ی عزلت نشستن تا به کی بی روی تو!
ای رفیق خلوت تنهایی‌ام! حالی بپرس

سر به بالین می‌گذارم تا تو را بینم به خواب
ای خیالت همچنان لالایی‌ام! حالی بپرس

خود ز مجنون برده‌ای هم شهرت و آوازه بیش
در طلب من هم که خود لیلایی‌ام، حالی بپرس

دیگرم طاقت نمانده، بی توام بی‌اعتبار
از من و از این سرِ سودایی‌ام حالی بپرس
دیدگاه ها (۵)

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

دل ز دیده شرم باید بی‌امان، بس بی‌امان ای امید رجعت بینایی‌ا...

ای طبیبِ این دل شیدایی‌ام! حالی بپرس ای دلیل اینهمه رسوایی‌ا...

از فراقت بس چکید اشکم به روی گونه‌ها گونه‌ها شد بستر دریایی‌...

ای طبیبِ این دل شیدایی‌ام! حالی بپرس ای دلیل اینهمه رسوایی‌ا...

اخ خدای دل

شیدایی

ای فدایت همه ی دولت و داراییِ منعاشقِ روی تو شد این دلِ دریا...

ای فدایت همه ی دولت و داراییِ منعاشقِ روی تو شد این دلِ دریا...

....ای فدایت همه ی دولت و داراییِ منعاشقِ روی تو شد این دلِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط