{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر شب

هر شب
در اتاقی تاریک نشسته ام
و دیوارها هر لحظه به هم نزدیک تر می شوند

گاهی
تو کلید می اندازی
گاهی از خواب می پرم.

لیلا کردبچه
دیدگاه ها (۱)

آیا شما که صورتتان رادر زیر سایه های نقاب غم انگیز زندگیمخفی...

پنج شنبه...باید عاشقانه هایت را ذخـــیره کنیبرای عبوراز دلتن...

یکی بودولی یکی نبودبپرسدچگونه به دوش کشیدبارِ این همه نبودِ ...

گر به هم آویزیمما دو سرگشته ی تنها چون موجبه پناهی که تو می ...

گاهی دلم چنان برای دیدارت تنگ می‌شود که میدانم تنها راهِ رسی...

نشسته‌ام در #انتهایِ زندگی... نه از رفتن می‌ترسم، نه از آمدن...

قرار نبود شب‌هام این‌قدر سنگین بشن که خواب هم نسخه بخواد.گاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط