{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابام کتابی اس میده

بابام کتابی اس میده:
سلام،آیا می‌توانی نان بخری؟
منم نوشتم:آری پدر اکنون خود را بی‌درنگ به شاطر خواهم رساند و از او طلب نان می‌کنم،پدر چند قرص نان از شاطر بستانم؟
بعد بابام زنگ زد میگه:
کره خر منو مسخره می‌کنی،جرأت داری بیا خونه خودتو لاینتو فرنداتو جد و آبادتو تیکه تیکه میکنم...
الان ۲ روزه توی پارک میخوابم
دیدگاه ها (۱)

بچه ها من دارم میرم ازینجا . . . الکی مثلا شما بیاید بگید نر...

زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست ...

والا

چی بگم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط