{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچه کنم نمی شود،

هرچه کنم نمی شود،
تا بروی تو از دلم،

از تو فرار می کنم،
باز تویی مقابلم،

پای کشیدم از تو،
تا بروی ز خاطرم،

باز به کوچه باغ غم،
دست تو شد حمایلم...
♥ ♥
دیدگاه ها (۱)

پیچڪِ نازڪِ تنهایے منسخت گرہ خوردہ بہ احساس اهورایے عشقو تو❤...

اینکه من شعر بگویم تو بخوانی ، عشق استیا بگویم که برو ، اینک...

‌آنچنان زیبا تومیخندی که جادو میشوممثل یک کودک دمادم پر هیاه...

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط