{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لحظه دیدار نزدیک است

لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام، مستم
باز می لرزد، دلم، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ !
های ! نپریشی صفای زلفکم را، دست!
آبرویم را نریزی، دل !
ای نخورده مست !
لحظه دیدار نزدیک است.

#مهدی_اخوان_ثالث
دیدگاه ها (۱۵)

پیش بیا ، پیش بیا ، پیشترتا که بگویم غم دل بیشتردوست ترت دار...

خشونت علیه زنان همیشه یک چشم کبودو دندان شکسته و دماغ خونی ن...

بر شـانـه بیـفشــان و مـزن شــــانـه به مــویتبـگـذار حسـادت...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

عشق سمی صورتی 🩷سلام من پارک یوری هستم من وقتی بچه بودم مادر ...

هم اتاقی قدیمی-پارت-۲4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط