{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی اسمات جونگ کوک

تک پارتی اسمات جونگ کوک
🛐🛐💋💋💦💦

ویو ا/ت
از سالن عروسی اومدیم بیرون جونگ کوک درو واسم باز کرد و نشستیم تو ماشین دیدم جونگ کوک بد جوری عرق کرده بود فهمیده بودم چی شده تهیونگ دوست صمیمیش تو شرابش تحریک کننده ریخته بود که من رو اذیت کنه فلش بک
تهیونگ از من خوشش میاد ولی من نه وقتی که من با کوک باهم رل بودیم هم اذیتمون میکرد هی میگفت اون هرزست هر روز زیر یکیه ولی کوک اصلا باور نمی کرد چون من دختری بودم که جونگ کوک اولین و آخرین دوست پسرم بود او از اونجا کوک بهم اعتماد داشت
پایان فلش بک
کوک ماشین رو روشن کرد شیشه ها باز بود چون هوا واقعا گرم بود جونگ کوک شیشه هارو بست و کولر رو روشن کرد وبه راه افتادیم ماشینو خیلی تند میروند یهو ی ماشین از جلومون رد شد کم مونده بود تصادف کنیم ناخودآگاه دستمو گذاشتم رو دیکش واقعا سفت سفت بود
که لب باز کرد
کوک:اوه بیبی عجله داری
ا/ت : کوک کم مونده بود بمیریم تو داری از سکس کردن حرف میزنی ( عصبی)
کوک:خیلی خوب خانم کوچولو ببینم رو تخت هم اینجوری زبون درازی بلدی
ا/ت : ( از حرفی که زد ترسیدم و خودمو براش لوس کردم) کوکییی دلت میاد منو اذیت کنی
کوک:تو دلت میاد منو درد بدی
بعدش حرفی نزدم و بعد ۱۰ مین رسیدیم خونه زود اومد درو باز کرد منو براید بغلم کرد و برو خونه منو برد اتاق و گذاشتم زمین و رفت درو قفل کرد
ا/ت :چ چرا د درو قفل ک کر کردی کسی اینجا نیست ( با ترس و لکنت)
کوک:برای اینکه تو فرار نکنی دارلینگم
ویو کوک
کت و کرواتم رو در اوردم و انداختم اون ور دیدم ا/ت روشو کرد اون ور رفتم از پشت بغلش کردم و بهش چسبیدم جوری که دیکم رو باسنش کامل حس میشد و شروع کردم به کبود کردن گردنش بعد ازش کمی فاصله گرفتم و زیپ لباسشو باز کردم و در اوردم
کوک : حالا نوبت توعه بیبی گرل
ویو ا/ت
سعی کردم خجالت نکشم چون اون شوهرم بود و باید باهاش سکس میکردم و اون لحظه فقط شرت و سوتین تنم بود آروم برگشتم سمتش و دستمو بردم سمت دکمه های پیراهنش و بازشون کردم و در اوردم دستمو رو عضله هاش کشیدم که نالش بلند شد
کوک:آه بیبی خیلی آه خوبی ( ناله مردونه)
ویو کوک
ا/ت رو از باسنش بغل کردم و انداختم رو تخت روش خیمه زدم و ازش لب گرفتم
۱۰ مین بعد
از لباش دل کندم و سوتین و شورتش رو در اوردم سینش رو مکیدم و با اون یکی بازی کردم بعد سینه هاش رو ول کردم و پاهاشو باز کردم و بدون هیچ وقت تلف کردن واردش کردم نزاشتم بهش عادت کنه و محکم تلمبه زدم که نالش بلند شد
ا/ت : کوک آه بزار بهش آه عادت آه کنم آههه
کوک:نه آرومی در کار نیست
ویو ا/ت
بعد از مدتی حس لذتی بهم دست داد تلمبه هاش رو عمیق میزد این عالی بود
۶۰ مین بعد
ازم کشید بیرون و دیکشو کرد تو دهنم ۱۰ مین براش ساک زدم که دوتامون هم کامل ارضا شدیم و کوک کنارم دراز کشید و شکمم رو ماساژ داد
کوک: دوست دارم
ا/ت: منم همین طور عزیزم


پایان
دیدگاه ها (۱)

این کوک چیکارا میکنه واوووو😍😍🛐🛐🛐

#ارباب_من#پارت_پنججونگ کوک: تو بیخود کردییی(داد) حالا هم  گم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط