امشب ای کهنه دلآرام دلم غمگین است

امشب ای کهنه دلآرام، دلم غمگین است
بغض در سینه گره بسته، نفس سنگین است

امشب ای جان، دل دیوانه هوایت دارد
در و دیوار دل از غصّه به خون رنگین است

درد هجران تو و نالهٔ تارم، امشب
گوییا با دل زخمی شده ام همگین است

چه شد ای هستی من؟ دلزدگی ها تا کی؟!
برسانم نفسی، بی تو نفس ننگین است...

در سیاهی، من و تنهایی و دل، وای دلم
غرق خون است و نگاهِ نگران نمگین است

نازنینا، بیا باز در آغوش کویر
تا دمی مانده و سازم کمی آهنگین است

@LOVE_ARAM
دیدگاه ها (۲)

زندگی راه درازیست ، حریفش مرگ استعمر یک غصه و پایان ظریفش مر...

امشب اندوهِ تو بیش از همه ...

حسین جانتسبیحی بافته امنه از جنس سنگ و خاڪبلور اشڪهایم را به...

آسمان خون گریه کن فرزند زهرا کشته شد🏴 یک غریبی در غریبستان د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط