{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

5 6 ساله که بودم مامانم بهم القا کرده بود که اگه حرف زشتی

5 6 ساله که بودم مامانم بهم القا کرده بود که اگه حرف زشتی به زبون بیارم یه اتفاقی تو مایه های فیلم مقصد نهایی برام میفته و من هم عجیب به این مساله اعتقاد داشتم، تا اینکه مدت ها بعد یه روز تو خیابون یه بچه هم سن و سال خودم یه حرف زشت(بیشعور)گفت، من دچار وحشت شدم و چشمامو بستم تا شاهد این صحنه وحشتناک نباشم ولی هیچ اتفاقی نیفتاد و کل اعتقادات ما رفت زیر رادیکال :| تو عالم بچگی این مساله ذهنمو بکلی مشغول کرده بود تا اینکه از فرط کنجکاوی یه روز که مامانم تو حیاط داشت رخت پهن میکرد رفتم تو یه اتاق و پشت در قایم شدم، همه شجاعتمو جمع کردم و چشمامو بستم و همون کلمه زشتو یواشکی گفتم، خوب یادمه تمام تنم میلرزید ...

#جوک_جوک
دیدگاه ها (۲)

یکی بیاد فالوش کنم رند شه 😂 😂 😂 #جوک_جوک

ﯾﺎﺭﻭ ﻻﻣﺼـــﺐ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎ ﯾﻪ ﻟﯿﻮﺍﻥ...

اصن زندگی ایده آل یعنی اینکه شب بیای خونه عربده بزنی خانوووو...

#جوک_جوک

#دلی

همخونه اجباری... پارت ۱۴۲«ویو پارک دوین»فردا صبح...با اعصاب ...

P¹⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط