{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام دوستان گل، عصرتون دلنشین،میخام یه چیز قشنگ و جالب و

سلام دوستان گل، عصرتون دلنشین،میخام یه چیز قشنگ و جالب و بگم امروز بعد چند وقت بابابزرگ و دیدم باهم نشستیم و گپ و اینا سر یه حرف یه قصه ای تعریف کرد گفت یه پادشاه بود که میرفت با فقیرا خودش و نشون نمیداد من ثروتمندم و اینا تا اینکه یه روز رفت آریشگاه

به آریشگاهی گفت که سرم و اصلاح کن آریشگاهی که اسمش سلمان بود،پادشاه به آریشگاهی اینو گفت، سرم را سر سری نتراش،ای استاد سلمانی هرکس در وقت خود در دیار خود سری داشت و سامانی،خیلی جالب بود بابابزرگ خیلی چیزای جالب آموزنده میگه آدم کیف میکنه،فداتونم،موچ
دیدگاه ها (۲)

#اکیداً.کپی.ممنوع براتون اون لبخندی رو آرزو میکنم که بعدش می...

#اکیداً.کپی.ممنوع سلام صبح بخیر دوستان نه شاید ظهر من جا مون...

#Strictly.Copy.ProhibitedNo addressee

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟚𝐏𝐚𝐫𝐭:۶ناگهان کتابی رو مقابل چشماش دید. پ...

برادرای هایتانی پارت ۲۵

شاید حرف زدن راجبش درست نیست شایدم هست... ولی خب... احساس می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط