{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمازعشق میخوانم قنوت یارب اش با تو

نمازعشق میخوانم قنوت یارب اش با تو

دعای وصل برلب ها و آمین گفتنش باتو

عجب عطرخوشی دارد , پیوند دو دل باهم

هوا از عشق لبریز است , تنفس کردنش باتو

چو اژدرمار سنگین دل ببلعد هوشیاری کن

عصای مهر بخشیدم که موسی گشتنش باتو

به گوشت ورد میخوانم ، صفا" دریکدلی باشد

کنون تنها چو من هستم ولی ماگشتنش باتو

به سینه گنج باشد دوستی ؛ "عشقی" طلسم آن

چوگوهرمیشوم پایت ، کلید وصندوق اش باتو

دوباره بازخواهم گشت ؛ مهمانت شوم عمری

که همراهت کنم باخود ، خوش آمدگفتنش باتو
دیدگاه ها (۱)

لبت را دیدم ودیدم که ساغر راست میگوید!تنت را دیدم وگفتم صنوب...

از غمم با گُل پژمرده‌ی گلدان گفتمتلخ با چایی یخ‌کرده‌ی لیوان...

بعد از این هرچه بگویید ، جوابم شعر استشاکی ام از همه و حرف ح...

توی یک دیوار سنگیدو تا پنجره اسیرندو تا خسته دو تا تنهایکیشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط