{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قهوه تلخ

☕ قهوه تلخ ☕️
پارت شصت دوم
لی لی: وقت چی؟

جونگکوک: (یه حلقه‌ی دیگه درآورد) وقت ازدواج.

اشک ریختم. بغض کردم.

لی لی: جونگکوک...

جونگکوک: لی لی، می‌خوای زنم بشی؟ برای همیشه؟

لی لی: آره... آره جونگکوک. همیشه مال تو بودم.

حلقه رو کرد توی انگشتم. بعد بلند شد و بغلم کرد.

من رو بوسید، ارام ارام من رو به سمت تخت می برد و لباسام رو درحال حرکت در می آورد من رو روتخت انداخت و روم خیمه زد.........

جونگکوک:وحالا وقتش از همه لحاظ برای من بشی
اهم اهم اسمات😈🤭

(اسمات نمی نویسم ولی خودتون یه چیز تصور کنید)

---

فردا صبح - کافه‌ی قهوه تلخ

همه اومدن صبحانه. تهیونگ پشت پیشخوان بود. داشت برای همه قهوه درست می‌کرد. یکمی دلم درد می کرد ولی با قهوه تلخ خوب میشم.

هانا: تهیونگ، بیا بشین. بذار یه کم استراحت کنی.

تهیونگ: (خندید) من به استراحت عادت ندارم.

...............
هر کی اسمات می خواد بگه
دیدگاه ها (۲۰)

https://wisgoon.com/1_lorant_bقشنگای من این خانم زیبا می خوا...

بچه ها حمایت ها خیلی کمه من دیگه ادامه نمیدم🥺🤧

🤎تک پارتی درخواستی از جیمین🤎وقتی اعضای بی تی اس برادرتن جیمی...

بچه ها برید رمانش رو بخونید خیلی دارک وحمایت بکنید لطفا🥺🙃htt...

☕️قهوه تلخ☕️پارت پنجاه هفتمجونگکوک: می‌بینی؟ همه چی درست شد....

شکلات تلخ من 🍫(p24)تهیونگ دید وضعیت جونگکوک خوب نیست گفت می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط