{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گر تو خواهی که بیایی زدلم یاد کنی

گر تو خواهی که بیایی زدلم یاد کنی

گل بپاشم به رهت، شهر خبردار کنم.
دیدگاه ها (۱)

من که عمریست ز چشمت شده ام مست و خرابچه شود تا ز وصالت دل و ...

مگر نسیم سحر بوی زلف یار منست که راحت دل رنجور بی قرار منس...

عمق احساس تو‌دریایی ازاین درد من استحس‌بغضی‌که توداری همه در...

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮐﻪ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺗﻮﺍﻡ، ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺳﺖﻓﺮﺩﺍ ﮐﻪ ﻣﯽﺁﯾﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻏﻢ ﻧ...

گر بیایی دَهَمَت جانُ نیایی کُشَدَم غم؛🌸منکه بایستی بمیرم،چه...

متن خاص ...

مولانا نمیگه دوستت دارم ...

تو گر می کنی خواب و جادو 🐣

با آهنگی که دوس داشتی تموم کافه ها بازن

هیچ بودی هیچ خواهی شد ☀️عطار · غزل شمارهٔ ۸۳۴گر تو خلوتخانهٔ...

غم زمانه به پایان نمی رسد بر خیز

ترجمه

‏مولانا نمیگه دوست دارم! میگه:گر تو گرفتارم کنی،من با گرفتار...

گر مرا ترك کنی ، من ز ِ غمت می‌سوزمآسمان را به زمین ، جان ِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط