پیش تمام پزشکان شهر رفتم گفتن درمان ندارد عشقت!

پیش تمام پزشکان شهر رفتم گفتن درمان ندارد عشقت!
فقط واگیر دارد؟
رد میشوی،
عاشق میکنی،
و میگذری؟
مگر میشود مبتلای تو شد و جان به در
برد ؟
مگر میشود از ان تیغ نگاهت زخم نخورد ؟
سرت را درد نیاورم بر سلول به سلول تنم نام تو حک شده
ریشه زده ای در وجودم
مثل سیاهی در شب
#عرفان_وفایی
#عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

زدی و خورد کردی و شکستیکسی را که مست چشمان تو میشودتو از اغا...

استوری عاشقانهمیخوام وقتی میای بچینم همه شمعارو دور و برت در...

پارت۱۲

ای که از کوچه معشوقه ما میگذری ...نامه ای دارم منکه بدستش بد...

ای که از کوچه معشوقه ما میگذری ... نامه ای دارم منکه بدستش ب...

ای که از کوچه معشوقه ما میگذری ...نامه ای دارم منکه بدستش بد...

ای که از کوچه ی معشوقه ی ما میگذرینامه ای دارم منکه به دستش ...

یکی از بهترین شعرهایی که تا حالا خوندم...ای که از کوچه ی معش...

غمگین تر از همیشه ...۰۰۰به انتظار نشستم.....🥀🖤🥀🖤🥀بابای روزها...

{ لاتحاول ان تجعل ملابسك اغلىشيء فيك حتى لا تجد نفسك يوماً ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط