{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز آی دلبرا که دلم بیقرار توست

باز آی دلبرا که دلم بیقرار توست
وین جان بر لب آمده در انتظار توست
در دست این خمار غمم هیچ چاره نیست
جز باده‌ای که در قدح غمگسار توست

👤 هوشنگ ابتهاج



#Tak_setareh
دیدگاه ها (۱)

تـــــــوووو انگیزه می‌دهـے بہ پاییـــــزکہ صبح ها دیوانہ ام...

هفتاد خزان رفت و هنوز این دل عاشقدر پیچ وخم کوچه‌ی معشوقه نش...

‌بیا برگردیمبه همان روزهایی که عاشقت نبودم...من دلم لک زدهبر...

اونجا که فریدون مشیری میگه ؛تو همه راز جهان ریخته در چشم سیا...

قلم عشق :

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۷۳جان اخم کرده بود و لب هایش آویزان...

در سرم نیست دگر غیر تو رویای کسیقبلا هرگز نشدم این همه شیدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط