{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چو اشکی‌ سرزده‌ یک لحظه‌ ازچشم تو افتادم

چو اشکی‌ سرزده‌ یک لحظه‌ ازچشم تو افتادم

چرادر خانه‌ی خود عین مهمانم؟ نمیدانم
#قیصر_امین_پور #بخون
دیدگاه ها (۲)

چه‌خوش‌است‌راز‌گفتن‌به‌حریفِ‌نکته‌سنجیکه سخن نگفته باشی به س...

دعا کردم بیایی زیر باراندعا در زیرِ باران مستجاب است... #سید...

نمیدانم ؟ تو را به اندازه ی نفسم دوست دارم یا نفسم را به ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط