{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتنفرینم نکن من به اندازه ی کافی تواین دنیابدبخت هستم

گفت:نفرینم نکن .من به اندازه ی کافی تواین دنیابدبخت هستم.
گفتم:نفرین نمیکنم فقط ازخدامیخوام هیچ کس به اندازه ی من توی این دنیادوستت نداشته باشه
گفت:مگه نفرین ازاین بدترهم داریم؟
گفتم:آره.نفرین بدترازاین اینکه یه روزبه اندازه ای که من دوستت داشتم دوستم بداری واون وقت بدونی دیگه برگشت وببخشی وجودنداره این یکی نفرین نیست خودعذابه انگاروسط برزخی که نه میتونی بمونی نه بری.
رفت اماهنوزیه سوال بی جواب مونده آیااون میدونست چقدردوسش دارم یانه؟...
دیدگاه ها (۹)

همه چیز زیر سر این تکنولوژیست؛اگر نبود ، ما شاهد دور هم بودن...

#داستان کوتاههوا ابری بود...انگار که اون شب آسمونم دلش گرفته...

حرفاهایی که پروفایلی شد دل هایی که گنگ شدند نوشتم پروفایلم ا...

همه آنهایی که از دریا می ترسند روزی در فکر کسی غرق شده اند ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط