{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P2

P2
اسم =شکنجه دائمی من
فردای آن روز در خانه اش بود برادرش مدرسه بود و مومو در حال پخت غذا بود .
ناگهان صدای پا آمد ترسیده بود او توسط پلیس گرفته شده بود پس از ساعت ها بازجویی مومو نتوانست ثابت کند که قتلی انجام نداده او بازداشت شد.
مومو آنقدر در زندان سختی می‌کشید که چند بار قصد به خود کشی کرد اما موفق نشد.
در همین حین وکیلی پیدا می شود که قصد کمک به مومو دارد چند روز بعد با پرونده ای پیش مومو می آید و می گوید برادرت خودکشی کرده است. مومو از شدت غم چیزی برای گفتن ندارد.
۳ سال بعد دختری می آید که انگار او هم به مشکلات همانند مومو دچار شده است . مومو سعی دارد به او کمک کند ♡ ♡ این‌‌ בاستان هنوز تمام نشـבه.. ♡ ‌ ‌◉━━━━━━─────── ↻ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ⇆
دیدگاه ها (۰)

P3اسم=شکنجه دائمی منمتوجه می شود که همان وکیل به آن دختر هم ...

سلام عزیزان اگر درخواستی دارید لطفا برام بفرستید . با تشکر

P1اسم =شکنجه دائمی من یک روز عادی بود همه ی برنامه های روزان...

اسم=شکنجه دائمی منداستان در مورد دختری به نام مومو است که زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط