{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد اگر از تو رسد ، راه دوا را بلدم

درد اگر از تو رسد ، راه دوا را بلدم
گرچه دوریم زهم ، فاصله ها را بلدم
مشعل جان من ، از شمع رُخَت می سوزد
زار و تبدارم و اعجاز ، شفا را بلدم
عطرِ گیسوی تو پیچیده ، به هر شهر و دیار
من که سر گشتگی باد ، صبا را بلدم
به گدای بنشستم ، درِ ایوان تو من
از لب چون شکرت ، راه دعا را بلدم
صانع حُسنِ تو ، نقشی به جمالت زده است
از شعاعِ نگهت ، رمزِ صفا را بلدم
لحظه های شبِ ، تنهایی ما می گذرند
سر به صحرای جنون ، راه خدا را بلدم
گفتی امنیت آغوش تو ، مأوای من است
من فریب تو و افسون و ، ریا را بلدم
رفتم از یاد تو ای دلبر ، خوش نقش و نگار
سردی و گرمی تو ، جور و جفا را بلدم
برو ای! عهد شکن بی منِ شیدا خوش باش
من که ، غمناکی آن ساز و نوا را بلدم
دیدگاه ها (۸)

ای فــدای تــو و آن نــاز نــگــاهت گــل مــن جــان بــه قــ...

‌تو را برای خودت خواستن گناه من است منم که کشته عشقم خدا گوا...

میشود باشی کنارم، بودنت را دوست دارمحسه خوبه زندگی، بوییدنت ...

رفتی که نباشم غزلی سیر کنارتاین بود همان عاقبت قول و قرارت؟ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط