{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوباره سناریو اسیدی اوردم🙂🙂🙂🙂

دوباره سناریو اسیدی اوردم🙂🙂🙂🙂

نوبارا: 🙂

«هایا... تو چرا نمیای دنبالم بعد بهم بگی "مادر نسکافه‌ی شیرموزی"؟»

هایا: 😐

«...گشادی نمی‌ذاره. 🙂»

سکوت...

نوبارا: 👁👄👁

«...یعنی تنها چیزی که جون منو نجات داده، تنبلی توئه؟»

هایا: 😐👍

«دقیقاً.»

یوجی: 🤣

«پس گشادی یه نفر، سیستم دفاعی یه نفر دیگه‌ست.»

مگومی: 📖😐

«تا الان چند نفر به لطف همین گشادی زنده موندن.»

گوجو: 😂

«هایا اگه پرانرژی بود، نصف توکیو امنیت نداشت.»

نوبارا: 😌

«از این به بعد هر شب دعا می‌کنم همیشه حوصله‌ت نیاد.»

هایا: 🙂

«کار خوبیه.»

ماهیتو از پشت پنجره، خیلی آروم:

👀

«یعنی منم به خاطر گشادی زنده‌م؟»

هایا: 😐

«نه... تو به خاطر این زنده‌ای که نمی‌خوام بعدش پنجره رو خودم تعمیر کنم.»

ماهیتو: 😭

«پنجره دوباره وسط اومد...» 🗿
دیدگاه ها (۴)

موهطوا-چیزعاقا صورتمو نشون بدمح؟.....خب...چون میترسم صورتمو...

فقط یه چشمم جا میشد تو کادر-😍💔

زارت-هایا مناطق ماکی زدح-...گشادیم اومد رنگش کنم🗿

منم ازین لیستا که چیز میز مینویسن بعد انجامشون میدنححح درست...

دوباره اسید🗿🌅 ساعت ۴:۲۰ صبح – مغز هایا رسماً از سرویس خارج ش...

چند پارتی «قلب یخی و دختر آفتابی»چند ماه از اون شب بارونی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط