{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موهایت را می بویم ..

موهایت را می بویم ..
لبهایت را می چِشَم ..
نَفس هایت را می شنوم ..
خیالت را لمس میکُنم ..
وَ عشقت را می بینم ..
تا حواسِ پَنجگانه
شاهِدانِ عینی
دوست داشتنم باشند
و دیگر چیزی
برایم باقی نماند
که فدای تو نباشد ...
دیدگاه ها (۲)

بـه غیر از قفسِ سینه‌ی تــوجایی پِیدا نمی‌شـود نَفَسمَـــرا ...

خوش تر از نقش توام نیست در آیینه ی چشم چشم بد دور ، زهی نقش...

در سَرَم نیستبجز حال و هوایِ تو و عشق ...شادم از اینکههمه حا...

هیچ چیز قشنگ‌تر از این نیست یکی را داشته باشی که هر روز به ا...

کلماتی را که برایت می نویسم لمس کن ، تا بخوانی و بفهمی که جا...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

ص۴۸پریسا دستم را گرفت و از جمعیت بیرون رفتیم دوباره خودش  شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط