آن دم که مرا چشمک

آن دم که مرا چشمک
چشمان خمارت خبرم کرد
یک عمر مرا حسرت بوسیدن
آن خون جگـرم کرد

آن خنده ی زیبا
که لبانت به لبم دوخت
با عشق و هوس خندهٔ
تـو در به درم کرد

با ناز نگاهت تو شدی
دلبر دلها ولی افسوس
در خون جگری ، عشق
تو شوریده سَرم کرد

آن دم که به عشقت
به هوس پای نهادی
از عشق ، به صد رنگ
تـو دلخسته ترم کرد

عهدت که شکستی
شکستم چو قناری
پرواز فراموش شد و
بی بال و پَرم کـرد

از عشــــق تو شد
موی سیاهم به سفیدی
بر کنج قفس ماندم و
بی بال و پَرم کـرد

از دور ببین
سنگ صبورم پی غمها
این قصه ی نا گفته
چه خونین جگرم کرد


‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌
دیدگاه ها (۰)

چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی؟ بلند می پرم اما، نه آن هو...

Crimson Vow🍷❤️‍🔥/قسم خونینPART: oneهمه چیز از ان شب خفناک شر...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁷+ «مثل آرام‌بخش میم...

ترسیده بود. سرش درد میکرد. حالش خوش نبود. ل درد وحشتناکی تو ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

آندم که مرا چشمک چشمان خمارت خبرم کرد یک عمر مرا حسرت بوسیدن...

آندم که مرا چشمک چشمان خمارت خبرم کرد یک عمر مرا حسرت بوسیدن...

آندم که مرا چشمک چشمان خمارت خبرم کرد یک عمر مرا حسرت بوسیدن...

❤ ️❤ ️آندم که مرا چشمک چشمان خمارت خبرم کرد یک عمر مرا حسرت ...

آندم که مرا چشمک چشمان خمارت خبرم کرد یک عمر مرا حسرت بوسیدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط